۴۰ روز از روزی که یه آدم به ۲۸ سال غرور و اشتباه و خودش پی برد گذشت.....و چه قدر زود همه چی دیر میشه.....حیف که ۴۱ روز پیش نفهمید....شاید الان اینقدر حسرت نمیخورد!!!!!
۴۰ روز گذشت..... و کی میدونه؟؟؟...شاید الان اونجا هم داره ..............!!!!!
زیاد ندیدمش.....ولی هر وقت دیدمش بهم خندید...همه میگفتن همیشه میخنده.....تو عکس رو میز هم خندان بود.....موقع مردنش هم خندید....
۴۰ روز از روزی که فلک باز هم هنرمایی خودشو به رخ آدم ها کشید گذشت.....چه مسخرست که باز هیچ کس نفهمید!!!!!!!!!
آرزوم زندگی کردن و مردن مثل اونه.....کارهایی که دوست داری و انجام بدی و هر وقت از زندگی خسته شدی به خدا بگی بیا حالا منو ببر.....
پ ن۱:کتابی هست به نام "در ماگادان کسی پیر نمیشود"......اگر وقت کردید بخونید......