پرده دوم: امروز فهمیدم که من ۱۴ روزه اینجا هستم!!!..... هیپ هیپ هورا!!!!.... به شهامت و شجاعت خودم یه آفرین گفتم!!!... آخه آخرین باری که بیشتر از یه هفته اینجا بودم..... بعدش کارم کشید به دکتر و دارو و قرص اعصاب...... حالا ایندفعه رو خدا به خیر کنه!!!!..... البته الان یواش یواش داره مریضیم اوت میکنه..... ولی دیگه یاد گرفتم چی جوری درمانش کنم...... حاجی پس چی شد؟؟؟؟؟؟؟
پرده سوم: امروز اینجا بعد از دقیقا ۲۹ ساعت خوابیدن وقتی از خواب پا شدم به ناگاه متوجه یه شباهت خیلی عجیب شدم...... فهمیدم که این خونه ما خیلی شبیه طویله شده....... اون هایی که دانشجویی تو شهر غریب و تجربه کردن باید با یه کوچولو فرق احساس من رو درک کرده باشن ..... از وضعیت سوق الجیشی خونه نمیگم....چون احتمال میدم بعضی ها از لحاظ تحمل دستگاه گوارش در وضعیت خوبی نباشن!!!!!
پرده چهارم: امروز رفتم دانشگاه تا خیر سرمون از کافی نت مجانیش استفاده کنم..... در نظر بیارین ۲۰ تا سیستم که با یه سرور لخه که از خطوط بسیار پرسرعت Dial Up استفاده میکنه..... بماند که این"....." کافینت ندیده هر روز صبح تا شب اینجا ریختن و دارن چت میکنن..... به هر حال هرچه قدر که ما زار زدیم دریغ از بازشدن یه سایت ولو یاهو!!!!!......الان هم اومدم تو تنها کافینت شهر .... سرعتش بد نیست....و پولش هم ایضا!!!!!
پرده پنجم : امروز.................
پ ن۱: برای اینکه جغرافیاتون خوب بشه اسم شهر و میگم.....بردسکن.... فکر کنم تو آخرین نقشه ایران که چاپ شده اسمش باشه!!!!!
پ ن۲:در مورد لفظ حاجی که نوشتم خواهشا هیچ برداشتی نکنید..... وقتی یه سال اینجا باشین به معنیش پی میبرین...!!!!!!!
پ ن۳:هرکی پیدا کنه که این شهر کجاست یه هفته اقامت مجانی بهش میدم که بیاد اینجا!!!!.... هیچ محدودیتی هم نداره!!!!..... قرعه کشی هم نمیشه.....
پ ن۴:اینجا اولین روزنامه ای که میرسه ماله ۳ روزه پیشه...تازه اونهم خیلی زور بزنه.... رسالت و جمهوری و کیهان.... جدیدا رفتم مغازه گفتم که روزنامه اعتمادملی داری؟...همچین چپ چپ نگام کرد ..... بعدا فهمیدم یارو نمیدونسته که همچین روزنامه ای هم هست !!!!... فکر کرده بود دارم اسگلش میکنم!!!!
پ ن۵: خواهشا تو وبلاگتون هر از چند گاهی اخبار هم بزارین... به خدا صواب داره!!!!!!