تبليغاتX
در روزگار جهل شعور خود جرم است!!!
عید.....کلمه ای که هر وقت میشنوم ناخودآگاه یاد آشتی کردن و آشتی دادن می افتم!!!!...... یاد سخنرانی اول سال که ببینم امسال رو سال چی نامگذاری میکنه!!!!(هیچ ربطی به رئیس جمهور و رهبر نداره.)......یاد اینکه ببینم اولین نفری که بغضش تو این سال میشکنه کیه..... یاد اینکه پارسال کی سال تحویل با سبزه و قرآن وارد خونه شد و چه قدر خوش یمن بود؟؟؟؟.... تا امسال دوباره این کارو نکنه!!!!.....آخه هنوز خوش یمن خانواده پیدا نشده!!!!!!.... یاد اینکه  امسال برای چی باید غذا تو گلوش گیر بکنه؟؟؟؟.....یاد این شعر که از بچگی باهام بوده......

ایام مبارک باد از شما....

مبارک شمائید.....

ایام می آید تا از شما مبارک شود

یاد اینکه هیچ وقت ایامی که سمت ما اومدن مبارک نشدند..... یاد اینکه.......ولش کن

شما قدر ایامتون و بدونید.....تا ایام هم قدر شما رو بدونه!!!!

پ ن۱:دلم میخواست امسال بهتر شروع بشه... ولی خب دیگه قسمت ما همچنان همینه!!!!!

پ ن۲:چند روزه سرم خیلی شلوغ شده.....نمیتونستم به دوستان سر بزنم و براشون کامنت بزارم ........  واسه همین از همین جا به همه تبریک میگم.....و آرزو میکنم که سال خوبی داشته باشید.... حداقل بهتر از سال قبل!!!!!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط کاف  | 

"امروز هر نهضتي که در کشورهاي اسير به پاخيزد فرمول تفسيراتش اين است : اگر منافع آمريکا را تهديد کند دست آورد کمونيست است و اگر به کمونيست بتازد ساخته آمريکاست و اگر به هر دو تاخت موجي است از انگلستان يا فرانسه برانگيخته و اگر به آمريکا و شوروي و فرانسه و انگلستان يکجا حمله برد آنوقت است که نهضتي فاشيست و مرتجع است." پ ن۱

دکتر علی شریعتی

وقتی کتابچه رو دستم گرفتم..... خودم و برای یک مطلب کاملا یکطرفانه اماده کرده بودم..... به هر حال آرم بزرگ سپاه پاسداران و ارتش بیست میلیونی و سال انتشارش که ماله اوایل انقلاب بود اجازه برداشتی غیر از این رو نمیداد...... به موضوع کتابچه کاری نداریم چون باید در اون موقع باشیم که بتونیم درست تحلیل کنیم.... ولی یک چیزی برای من خییلی جالب بود.... این که این متن از دکتر شریعتی رو با حروف بزرگ در صفحه سوم چاپ کرده بودند.... اول از این جا خوردم که سپاه و چه به دکتر؟؟؟؟؟......ولی مطلب و که خوندم بیشتر تعجب کردم.... اول به خودم شک کردم..... گفتم شاید برداشت من از مرتجع و فاشیست اشتباهه..... ولی دیدم که نه تعاریف ثابته......ولی چرا در این جمله ها واز قول شریعتی ؟؟؟؟ ..... چرا در این کتابچه چاپ کردند؟؟؟....اگر هدف این بود که با نقل قول از دکتر به نوشته جنبه رسمی بدن و مشروعیت برای انقلاب کسب کنند چرا به این شکل؟؟؟؟....هزاران نوشته و مقاله از دکتر وجود داره که خیلی قشنگ تر از این مطلب میتونه بهشون کمک کنه.....مطلب هایی که اصلا تا این حد به تخریب انقلاب نمی پردازه..... این که یک انقلاب دینی به فاشیست و مرتجع بودن محکوم بشه!!!...... و یا اینکه باز هم دست هایی برای خراب کردن ذهن آن موقع مردم به شریعتی ها !!!!! 

نمیخوام این متن و تفسیر و تحلیل کنم و یا اینکه اصلا و واقعا برای دکتر هست یا نه؟.... که کار من نیست و اصلا هم سوادش و ندارم...... البته در این که برای خراب کردن چهره دکتر همه کار کردند و می کنند شکی نیست ولی همان طور که گفتم اصلا نمیخوام به این قضیه بپردازم.... ولی با همین نیمچه سوادم فهمیدم که اصولا سپاه گویا از همون اول هم جایگاه آدم هایی بوده که کمترین سوادی در محدوده سیاسی و بین المللی نداشتند..... این که در یک نهادی مثل سپاه که در اون موقع اصلی ترین پایه کشور و حکومت بوده یک همچین گاف یزرگی داده بشه فکر نکنم به اهمال کاریه یک نفر مربوط بشه .... باید خرد جمعیشون یک اشکالی داشته باشه..... کما اینکه جوانان آن موقع و به نوعی دست پرورده اون سپاه الان در قالب دولت و رئیس جمهوری و وزارت چه سوتی های بین المللی که نمیدهند و چه جاها که ما رو مضحکه خاص و عام نکردند!!!!! ........ از انرژی هسته ای و حق مسلم تا دختر ۱۶ ساله و محو شدن اسرائیل و این آخری هم که سخنرانی در جمع مردم شهید پرور استان گیلان!!!!! .......

کاری که از دستمون بر نمیاد به قول حضرت شاعر: خانه از پای بست ویران است ....... خواجه در نقش ایوان است!!!!!!!

پ ن۱: به مناسبت درگیری های سپاه پاسداران با حزب توده در اوایل انقلاب در شهرستان قائم شهر.سپاه شهرستان قائمشهر تصمیم میگیره برای خالی کردن ذهن مردم از دروغ ها و تبلیغات حزب توده یک ویژه نامه چاپ کنه که این مطلب از همون ویژه نامه گرفته شده. 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط کاف  | 

پرده اول:   امروز تو وبلاگ بهار خوندم که آقا شهرام فرار کرده!!!!!..... حال کردین چه قدر آپ تو دیتم؟؟؟؟؟....البته قبلش هم یه چیز هایی شنیده بودم.....بعضی از بچه ها که مثل من درسخون نبودن!!!! یه مسافرت رفته بودن به شهرشون..... خب یه درصد خیلی کمی از اینها اهل مطالعه هم هستن...... البته مطالعه در این حد که مثلا وقتی میخوان برن از دکه سیگار بخرن موقعه روشن کردن سیگار ناخودآگاه چشمشون به روزنامه میخوره.... حالا اگه یه خبر جالبی باشه که به ذهنشون بمونه سعی میکنن که فراموش نکنن وگرنه انگار نه انگار که خبری شده باشه!!!!!....خلاصه این خبر هم جزو همون خبرها بود که  اومدن و گفتن.... این شهرداره بود ها فرار کرد.... منم که تقریبا گذاشتم جزو همون خبرهایی که معمولا هیچ وقت راست و دروغ بودنشون معلوم نشد...جدی نگرفتم... ولی امروز از این منبع موثق فهمیدم که ای بابا راست بوده...... نتیجه گیری هم نمیشه بابتش کرد.... مسلما فراریش دادن!!!! (حال کردین چه قدر قشنگ نتیجه گیری میکنم؟؟؟)( یه دفعه از اینجا رفتم مشهد خونه یکی از بستگان .... بنده خدا استاد دانشگاه بود .... منم خواستم پیشش کلاس بزارم برگشتم بهش گفتم که این انتخابات آمریکا کی برگزار میشه...... یه نگاهی بهم کرد و بعد برگشت بهم گفت ۲ ماهه پیش بود جرج بوش انتخاب شد!!!!!)

پرده دوم: امروز فهمیدم که من ۱۴ روزه اینجا هستم!!!..... هیپ هیپ هورا!!!!.... به شهامت و شجاعت خودم یه آفرین گفتم!!!... آخه آخرین باری که بیشتر از یه هفته اینجا بودم..... بعدش کارم کشید به دکتر و دارو و قرص اعصاب...... حالا ایندفعه رو خدا به خیر کنه!!!!..... البته الان یواش یواش داره مریضیم اوت میکنه..... ولی دیگه یاد گرفتم چی جوری درمانش کنم...... حاجی پس چی شد؟؟؟؟؟؟؟

پرده سوم: امروز اینجا بعد از دقیقا ۲۹ ساعت خوابیدن وقتی از خواب پا شدم به ناگاه متوجه یه شباهت خیلی عجیب شدم...... فهمیدم که این خونه ما خیلی شبیه طویله شده....... اون هایی که دانشجویی تو شهر غریب و تجربه کردن باید با یه کوچولو فرق احساس من رو درک کرده باشن ..... از وضعیت سوق الجیشی خونه نمیگم....چون احتمال میدم بعضی ها از لحاظ تحمل دستگاه گوارش در وضعیت خوبی نباشن!!!!!

پرده چهارم: امروز رفتم دانشگاه تا خیر سرمون از کافی نت مجانیش استفاده کنم..... در نظر بیارین ۲۰ تا سیستم که با یه سرور لخه که از خطوط بسیار پرسرعت Dial Up استفاده میکنه..... بماند که این"....." کافینت ندیده هر روز صبح تا شب اینجا ریختن و دارن چت میکنن..... به هر حال هرچه قدر که ما زار زدیم دریغ از بازشدن یه سایت ولو یاهو!!!!!......الان هم اومدم تو تنها کافینت شهر .... سرعتش بد نیست....و پولش هم ایضا!!!!!

 پرده پنجم : امروز.................

پ ن۱: برای اینکه جغرافیاتون خوب بشه اسم شهر و میگم.....بردسکن.... فکر کنم تو آخرین نقشه ایران که چاپ شده اسمش باشه!!!!!

پ ن۲:در مورد لفظ حاجی که نوشتم خواهشا هیچ برداشتی نکنید..... وقتی یه سال اینجا باشین به معنیش پی میبرین...!!!!!!!

پ ن۳:هرکی پیدا کنه که این شهر کجاست یه هفته اقامت مجانی بهش میدم که بیاد اینجا!!!!.... هیچ محدودیتی هم نداره!!!!..... قرعه کشی هم نمیشه.....

پ ن۴:اینجا اولین روزنامه ای که میرسه ماله ۳ روزه پیشه...تازه اونهم خیلی زور بزنه.... رسالت و جمهوری و کیهان.... جدیدا رفتم مغازه گفتم که روزنامه اعتمادملی داری؟...همچین چپ چپ نگام کرد ..... بعدا فهمیدم یارو نمیدونسته که همچین روزنامه ای هم هست !!!!... فکر کرده بود دارم اسگلش میکنم!!!!
پ ن۵: خواهشا تو وبلاگتون هر از چند گاهی اخبار هم بزارین... به خدا صواب داره!!!!!!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط کاف  | 

پر کن پیاله را

         کاین جام آتشین دیریست ره به حال خرابم نمی برد!

این جام ها که در پی هم میشود تهی

دریای آتشست که ریزم به کام خویش

گرداب می رباید و آبم نمی برد!!

من با سمند سرکش و جادویی شراب

تا بیکران عالم پندار رفته ام

تا دشت پر ستاره اندیشه های گرم

تا مرز ناشناخته مرگ و زندگی

تا کوچه باغ خاطره های گریز پا

تا شهر یادها......

دیگر شراب هم جز تا کنار بستر خوابم نمی برد

هان! ای عقاب عشق!

از اوج قله های مه آلود دور دست

پرواز کن به دشت غم انگیز عمر من

آنجا ببر مرا که شرابم نمی برد....!

آن بی ستاره ام که عقابم نمی برد!

در راه زندگی

با این همه تلاش و تمنا و تشنگی

با این که ناله می کشم از دل که : آب ..... آب......!!

دیگر فریب هم سرابم نمی برد!

پر کن پیاله را......

                                                                                   فریدون مشیری

پ.ن۱: این شعر و استاد محمدرضا شجریان قبل از انقلاب توی سری کاست های گلها اجرا کرده بود.....  خیلی قشنگ بود.... ولی تو اسباب کشی کاستش و گم کردیم...... چند وقت پیش شنیدم که تو کاست جام تهی دوباره اجرا کرده...... به قشنگی اولی نیست ولی باز به هر حال استاده دیگه..... کار بد نداره!!!!!!

پ.ن.۲: آقا کیوان ..... با عرض شرمندگی تا نیام کافی نت به فیلتر شکن دسترسی ندارم ..... انشاالله وقتی اومدم.... راستی چرا وبلاگت و راه نمیندازی؟؟؟؟....دیشب هم خوابت و دیدم.....تلفن دانشگاه هم که زنگ میزنم وصل نمیکنن.....   شماره منزل رو هم که ندارم ...... خونه بابا هم که زنگ میزنم بهم شماره رو نمیدن......یه فکری به حال دل ما هم بکنید خوبه!!!!!!

پ.ن۳:ارزو خانم..... پست یلدا بازی قرار بود فقط به مدت یه هفته تو وبلاگ باشه....مشکلات امنیتی داشت!!!!!خودم دستور دادم!!!!!

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط کاف  |